الفيض الكاشاني
91
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
آن صحبت روزها و شبها * و آن الفت و انس و قرب دلها جمعيت يكدلان به تنها * جانها مىريخت در بدنها از خلوت خويش راز گويم * يا حال مقام باز گويم ياد سرچشمهء جزاوند « 1 » * مهتاب شبان و يار دلبند امّا اشاره فيض در مصراع : « فيضيه و مثنوى و باران » اشاره بهآنست كه در آن ساحل خشكسالى عجيب رخ نموده بود و احتمال قحطى مىرفت مردم از پيشگاه فيض تقاضاى نماز و دعاى استسقاء كرده بودند و فيض با جمعى از ياران و اهالى به همين مكان جزاوند رفته و به نماز باران مشغول مىشوند و لطف و كرم پروردگار شامل مردم شده و باران نافعى مىبارد از آن پس چند تن از مريدان شاعر هر يك اشعارى در مديح فيض مىسرايند و مجموعه آن را فيضيّه مىنامند كه در مثنوى به آن اشارت شده ضمنا اضافه مىكند كه فيض طى دو قصيده ضمن سپاسگزارى از مديحهگويان بعنوان نصيحت از آنان درخواست نموده كه ديگر بههيچوجه به مديحهگوئى نپردازند كه وى آن را نمىپسندد زيرا مدح غرور آفرين و انسان را از ياد خدا غافل مىكند .
--> آمد و در قمصر همراه او بودند و از محضرش درك فيض مىنمودند شاهد اين امر چند جزء از كتاب وافى حديث اوست كه تاريخ ختام آن در قمصر بوده و نسخهاى از كلمات طريفه او به خط خوش يكى از مريدان و شاگردانش محمد خان طباطبائى موجود است كه در صفحه ختام آن كاتب خود را مريد و شاگرد فيض معرفى كرده و مصرّح است كه در سال 1073 ه ق در قمصر و در محضر استاد اين نسخه را مرقوم داشته است . ( 1 ) - منظور از سرچشمهء جزاوند مكانى است در شمال غربى قمصر و در پاى كوه مرتفع ميدان كه قنات موسوم به جزاوند در آن جاريست از مراكز خوشآبوهواى قمصر است .